جمال رضايى
74
بيرجندنامه ( فارسى )
چسبندهتر است فراهم مىكنند و در پشت ديوار خانه در نقطهاى از پاى ديوار كه با بالاى بام فاصلهء كمترى دارد مىريزند و مقدارى كاه ( معمولا كاه گندم ) - به تناسب مقدار و نوع خاك - روى خاكها مىريزند و كاه را با خاك خوب مخلوط مىكنند و بعد در وسط خاكها جويه مانندى ايجاد مىكنند و آب در آن مىافكنند و مىگذارند تا خوب خيس بخورد . اين جويه را « آشخور » ( ااشخر asxor ) و كاهگل بهدست آمده را « آش » مىنامند . در ميانهء فاصلهء زمين و كف كوچه تا بالاى بام يك « خوّ » « 1 » از تخته و پايههاى استوار چوبى مىبندند . آنگاه چند نفر كارگر نيرومند كه اكثر از كشاورزان هستند كاهگل را در « آشخور » با بيل خوب بههم مىزنند و با همان بيلها آن را مرتبا بلند مىكنند و بر روى « خوّ » مىريزند . چند كارگر در روى « خوّ » مىايستند و كاهگلى را كه كارگران از روى زمين بر روى « خوّ » ريختهاند با بيل بلند مىكنند و به پشتبام مىريزند . چند كارگر هم در پشتبام كاهگل را با بيل روى سطح بام پخش مىكنند و مسطّح مىنمايند و استادانى با مالههاى بزرگ چوبى و آهنى آن را مالهكشى نموده و صاف و هموار مىكنند و براى آنكه آب باران در جايى نايستد آن را به طرف ناودانها شيب مىدهند آنسان كه فاصلهء ميان گنبدها گود و شيبدار مىگردد و راهى مناسب براى گذر آب به سوى ناودانها درست مىشود ؛ كاه را با گل براى آن مخلوط مىكنند كه گل پس از خشك شدن ترك نخورد زيرا كاه مانع از اين ترك خوردن مىشود . اندود كردن « پشتبام » خانه را هرچند سال يكبار تجديد مىكنند چون بر اثر ريزش باران خاك اين اندود اندكاندك شسته مىشود و خطر نفوذ آب به داخل اتاقها پيش مىآيد . هنگامى كه كارگران كاهگل را از روى زمين به روى « خوّ » و از روى « خوّ » به بالاى بام مىريزند همه باهم سخنانى موزون و آهنگين با صداى بلند بر زبان مىرانند يا به نوبت هر دسته ( دستهء توى كوچه و روى زمين و دستهاى كه روى « خوّ » هستند ) يك جمله يا چند كلمه مىگويند و دستهء ديگر جواب مىدهند و بدين ترتيب شورى برمىانگيزند كه مايهء نشاط و تشويق آنان به ادامهء كار مىشود و خستگى را كمتر احساس مىكنند . در اين سخنان آهنگين موزون از يارى و نيروى حضرت امير المؤمنين على ( ع ) يارى مىطلبند و اسم آن حضرت يك لخت در ميان به صورت خطابى و ندائى گفته مىشود . چون اين سرودگونه با « هاى على » آغاز مىشود و « هاى على » در آن مرتّبا تكرار مىگردد خود آن را هم « هاى على » مىنامند . معمولا دستهاى كه روى « خوّ » هستند آن را آغاز مىكنند و يك لخت يا پارهجمله را بر زبان مىرانند و كارگران روى زمين با گفتن « هاى على » به آنان پاسخ
--> ( 1 ) . نك : « واژهنامهء گويش بيرجند » .